فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۰۵۴۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۸ - ۲۲-۱۲-۱۳۹۰
کد ۲۰۵۴۴۷
انتشار: ۱۰:۴۸ - ۲۲-۱۲-۱۳۹۰

هیچ مگو

لقمان حکیم رضى الله عنه پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنویس . شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛ آن گاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور …

شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند . دیر وقت شد و طعام نتوانست خورد . روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد . روز چهارم، هیچ نگفت . شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته‏ها بخواند. پسر گفت: امروز هیچ نگفته‏ام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت، آنان که کم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى .
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
چگونه به فرزندانمان مدارا کردن بیاموزیم؟ چیزی که آدم‌های موفق دارند و بقیه ندارند نقشه جهان یک ایراد بزرگ دارد (+عکس) شاه پلو با مرغ ؛ مواد شاه پلو چیست ؟ / طرز تهیه خوشمزه‌ترین پلو مخلوط ایرانی با مرغ قانون «زنان و کودکان اول» از کجا آمده است؟ روش درست نگهداری هندوانه بریده در یخچال تا ۵ روز اهمال‌کاری «تنبلی» نیست؛ چرا مدام کارها را به فردا می‌اندازیم؟ اگر ناپدید شوید، چه کسی سراغتان را می‌گیرد؟ برندگان ایگ نوبل ۲۰۲۶ معرفی شدند؛ جایزه‌ای برای عجیب‌ترین و بامزه‌ترین تحقیقات علمی چرا بسیاری از مجسمه‌های باستانی بینی ندارند؟ این جمله‌ها را به فرد مضطرب نگویید؛ حالش را بدتر می‌کند اضطراب چطور بیماری‌های جسمی را شعله‌ور می‌کند؟ | هشدار روانپزشک به کنترل اضطراب با ورزش ذهن‌آگاهی چیست و چگونه تمرین می‌شود؟ آموزش ساده برای حضور در لحظه چرا قورمه سبزی آب می‌اندازد یا تلخ می‌شود؟ راهکار رفع شوری، سفتی گوشت و لوبیا بدون خرید وسایل گران، خانه‌تان را نو کنید! ؛ ۱۲ ترفند ساده دکوراسیون