فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۰۶۲۸۳
تاریخ انتشار: ۱۸:۰۷ - ۲۹-۱۲-۱۳۹۰
کد ۲۰۶۲۸۳
انتشار: ۱۸:۰۷ - ۲۹-۱۲-۱۳۹۰

الماس و شهسوار

شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم.میخواهم ثابت کنم که اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بار مشقات نمی کند.

دیگری گفت: موافقم .اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .

وقتی به قله رسید ند ،شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:سنگهای اطرافتان را بار اسبانتان کنید وآنها را پایین ببرید.

شهسوار اولی گفت:می بینی؟بعداز چنین صعودی ،از ما می خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم. محال است که اطاعت کنم !

دیگری به دستور عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسید،هنگام طلوع بود و انوار خورشید، سنگهایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن کرد. آنها خالص ترین الماس ها بودند...

مرشد می گوید: تصمیمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
ترفندهای نظامی فریبکارانه در طول تاریخ؛ از اسب تروآ تا جنگ‌های نوین آیا شاهدخت‌های مصری جنگجو بودند؟ کشف شواهد تازه از مومیایی‌های زن کمان‌دار مرموزترین «در» جهان بعد از 12 هزار سال باز می‌شود زرافه‌ها هم ریاضی بلدند ۵ راهکار طلایی برای تقویت تمرکز کودکان ۱۰ نقل‌قول بامزه از آلبرت اینشتین؛ نابغه‌ای که شوخ‌طبع هم بود این شهرها تا سال ۲۰۵۰ زیر آب می‌روند؛ زنگ خطر برای جاذبه‌های مشهور جهان (+عکس) تنها پستانداری که برای زنده ماندن در تاریکی رنگ چشم خودش را عوض می‌کند چرا گاوهای کوهستان آلپ «زنگوله» دارند؟ تسخیرناپذیرترین شهرهای جهان باستان (+عکس) تزیین ژله / ایده های شیک و ساده برای تزیین ژله مجلسی، تولد و مهمانی (عکس) رویای صدام برای تبدیل عراق به هالیوود خاورمیانه! چگونه یک چراغ راهنمایی، تاریخ فوتبال را زیر و زبر کرد؟ جزیره‌ای در یونان که تولد و مرگ در آن ممنوع بود(+عکس) خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند