فیلم بیشتر »»
کد ۴۱۸۶۳۸
انتشار: ۰۶:۱۵ - ۳۱-۰۶-۱۳۹۴

ازدواجی که 77 سال به تاخیر افتاد!

عصر ایران
با حرارت عشق جوانیی، مصطفی پدر خود را در جریان خواسته‌هاش برای ازدواج با دوندو قرار داد. این درخواست اما با مخالفت قاطع پدر روبرو شد و آرزوهای مصطفی به بن بست خورد.
فرادید - در داستانی عاشقانه که نظیرش را تنها می‌توان در فیلم‌ها و داستان‌های رمانتیک یافت، عشق مصطفا و دوندو اهل ترکیه، سرانجامی خوش داشت. آن‌ها موفق شدند پس از داستان عاشقانه‌ای ۷۷ ساله، سرانجام با یکدیگر ازدواج کنند.

به گزارش العربیه، در سال ۱۹۳۸ در روستای دری استان قهرمان مرعش در جنوب آناتولی ترکیه، دل مصطفی قره کویون تپید. او آن زمان ۱۵ سال داشت و برای نخستین بار بود که عاشق می‌شد. معشوق هم دختری بود سه سال از او بزرگتر که دوندو کِراش نام دارد.

ازدواجی که 77 سال به تاخیر افتاد!

مخالفت پدر

با حرارت عشق جوانیی، مصطفی پدر خود را در جریان خواسته‌هاش برای ازدواج با دوندو قرار داد. این درخواست اما با مخالفت قاطع پدر روبرو شد و آرزوهای مصطفی به بن بست خورد.

مصطفی می‌گوید: «احساس بدبختی کردم، در آستانه از دست دادن تمایل خود برای زندگی قرار گرفتم. پس از آن به ارتش پیوستم.»

مصطفی ۴ سال بعد به روستایش برگشت. اما دوندو را یافت که ازدواج کرده و یک فرزند دارد. ماندن در روستا را تاب نیاورد پس به شهر گوکسون رفت تا او نیز ازدواج کند و صاحب فرزند شود.
داستان می‌توانست همینجا به پایان برسد. بسیاری از داستانی‌های عشق بی‌حاصلند اما داستان مصطفی و دوندو مسیر دیگر یافت.

دیدار دوباره

همسر مصطفی درگذشت و فرزندانش بزرگ شدند. او برای ادامه زندگی به سرای سالمندان رفت. در نخستین روزهایش یکی از زنان ساکن آن‌جا به سمت او آمد پرسید: «مصطفی اینجا چه می‌کنی؟»

مصطفی می‌گوید: «به او نگریستم و پرسیدم: آیا من تو را می‌شناسم؟ که هستی؟ پاسخ داد: من دوندو هستم، چگونه مرا نمی‌شناسی؟»

اینجا فصل جدیدی از داستان آغاز شد. دو عاشق داستان‌های ۷۷ سال فراق را برای یکدیگر بازگر کردند و سعی کردند همدیگر را تسلا دهند.

سپس تصیم گرفتند با یکدیگر ازدواج کنند؛ ازدواجی که سه چهارم قرن به تاخیر افتاد. اما این بار فرزندان مخالفت کردند.

دوندو از مخالفت فرزندانش بسیار ناراحت شد، بسیار گرفت و به مصطفی گفت: «من را به جای دور ببر، از اینجا نجاتم بده.»

مصطفی غم دوندو را تحمل نکرد. در یکی از شب‌ها تلاش کردند از سرای سالمندان فرار کنند اما موفق نشدند. به هر حال اکنون در سرای سالمندان در کنار یکدیگر هستند.
برچسب ها: ازدواج
ارسال به دوستان
captcha
هیولای کوچکی که فرش و لباس می‌خورد! حداکثر قد مجاز برای نشستن پشت فرمان تانک آمریکایی M1 Abrams چقدر است؟ نادیده گرفتن نیازهای شخصی؛ این ۲ زنگ خطر را جدی بگیرید هفت عبارتی که افراد کنجکاو و متفکر در گفتگوهای غیررسمی به زبان می‌آورند چرا خوشحال نیستیم؟ ۲ چیز را از ذهنتان حذف کنید کابوی‌های آمریکایی از کجا آمدند؟ پیاز جوانه‌زده را دور بریزیم؟ / پیاز را کجا نگه داریم که هم تازه بماند هم خاصیتش حفظ شود؟ آخرین امپراتور مغول در قاب دوربین! برای فاصله گرفتن از طعم‌های تکراری، مرغ را این‌بار با دوغ ترشِ گازدار بپزید آیا می‌دانستید آیکون «بلوتوث» در گوشی‌ها ریشه در زمان وایکینگ‌ها دارد؟(+عکس) راز گوشه‌های گرد پنجره هواپیما؛ چرا پنجره‌ هواپیماها دیگر مستطیلی نیست؟ تنها ذهنیتی که زندگی شاد و رضایت‌بخش را تضمین می‌کند کدام رفتارهای ایرانی، از نظر خارجی‌ها عجیب است؟ تنها منشاء شاد بودن در زندگی کشف شد طرز تهیه محلبی آلبالو؛ دسر ترکیه‌ای با طعمی متفاوت برای پذیرایی