فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۶۲۰۵۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۰ - ۰۳-۰۷-۱۳۹۶
کد ۵۶۲۰۵۲
انتشار: ۱۱:۱۰ - ۰۳-۰۷-۱۳۹۶

یک روز کنار دریا

پیرزنی برای اولین بار در عمرش کنار دریا می‌رفت. قبل از این‌که راه بیفتد، همسایه‌ها دورش را گرفتند و گفتند که از بابت همه چیز خیالش جمع باشد و فقط برای آنها یک شیشه آب‌دریا سوغات بیاورد!
بالاخره پیرزن کنار دریا رسید. آن موقع، اوج مد بود و آب دریا حسابی بالا آمده بود. پیرزن از پیرمرد قایقرانی که همان اطراف بود خواهش کرد که یک بطری آب دریا به او بفروشد!
پیرمرد که چشم‌هایش گرد شده بود، بروبر به زن نگاه کرد و گفت: «خوب، هر بطری آب دریا 5 سنت!»
پیرزن پنج سنت را به قایقران داد و بطری را پر از آب کرد و خوشحال رفت تا چرخی در شهر بزند. چند ساعت بعد که پیرزن برگشت تا برای آخرین بار با دل سیر به دریا نگاه کند، وقت جزر بود و آب دریا پایین رفته بود.
پیرزن با تعجب فریاد زد: «اوه! خدای من! جناب ماهیگیر شما عجب تجارتی به هم زده‌اید؟!»
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
راز فعالیت شبانه سوسک‌ها؛ چرا شب‌ها و در تاریکی دیده می‌شوند؟ بزرگترین دریاچه‌های جهان که در «زیر زمین» پنهان شده‌اند(+عکس) ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی چگونه تلخی سبزی سرخ شده را بگیریم ؟ از قورمه سبزی و خورشت کرفس تا انواع کوکو دانشجوی تاریخی که «بانوی مرگ» لقب گرفت (+عکس) گنج سکه‌های «خلافت عباسی» در یک روستا در روسیه از زیر خاک بیرون آمد(+عکس) ۱۰ عملیات نظامی جسورانه که به فاجعه ختم شد روایتی متفاوت از زنان دوره قاجار! اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی چگونه دختران روستایی، معجزه اقتصادی ژاپن را رقم زدند؟ یک اتفاق عجیب ؛ دکمه کثیف سکه نادر 900 ساله از آب درآمد از بین بردن انواع لکه روی لباس با مواد ساده خانگی + جدول این جمله‌ها را درباره خودتان نگویید؛ حتی به شوخی! / به این چند دلیل مغزتان باور می‌کند 12 رودخانه مشهور جهان که نقش مهمی در زندگی بشر داشته‌اند(+عکس)