فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۰۱۸۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۰ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۰۱۸۶
انتشار: ۱۲:۴۰ - ۱۷-۰۶-۱۴۰۵

اُدیسه ما و اُدیسه آنان

.
این شاید یکی از دردناک‌ترین پرسش‌های اخلاقی «ادیسه» نولان باشد: اگر انسان به ساختاری می‌پیوندد که امکان تحقق توحش درونی‌اش را به او می‌دهد، چه کسی مسئول شر است؛ کسی که ساختار را ساخته، یا کسی که از آن استفاده کرده، یا هر دو؟

عصرایران؛ احمد آمانی- فیلم «اُدیسه» ساخته کریستوفر نولان در یک کلمه دیدنی است. روایت دردهای انسان پیروزِ تاریخ، بعد از پیروزی.

ادیسه، قهرمان نبرد ده‌ساله تروا، کسی که اسب چوبی را وارد قلب تروا کرد و آن نابودی وحشتناک یک تمدن را رقم زد، در راه بازگشت ده‌ساله به خانه، تمام یارانش را از دست می‌دهد. اگرچه او شرافتمندانه تمام سعی‌اش را می‌کند تا آنها را نجات دهد، اما بی‌ثمر است.

شاید اولین پرسش و حقیقت بنیادینی که در این سفر روبه‌روی ادیسه می‌شود، نکته‌ای باشد که از زبان الهه سیرسه، که یارانش را به حیوان تبدیل کرده است، بازگو می‌شود. سیرسه به او می‌گوید: تو مسئول سرنوشت سربازانت نیستی. آنها دقیقاً به خاطر همان غرایز انسانی خویش اینجا هستند و تو در مقام فرمانده فقط در نظم بخشیدن به توحش آنها دخیل هستی. 

هانا آرنت در بحث خود درباره «ابتذال شر»، مسئولیت اخلاقی انسان را از سطح فردِ مجریِ فرمان(فرمانبر) آغاز می‌کند: آیا اطاعت از دستور مافوق می‌تواند انسان را از مسئولیت شخصی اعمالش رها کند؟ آیا «من فقط دستور مافوقم را اجرا کردم» می‌تواند عذری برای تبدیل یک فرمان جنایتکارانه به عمل باشد؟ پاسخ آرنت، به‌ویژه در تحلیل رفتار آدولف آیشمن، منفی است: اطاعت، مسئولیت فردی را از میان نمی‌برد.

اما آنچه کریستوفر نولان در «اودیسه» پیش می‌کشد، گویی حرکت معکوس همین پرسش است: به بیانی دقیق‌تر بار مسئولیت را از سرباز به فرمانده واکاوی می‌کند. مسئله فقط این نیست که سرباز در لحظه ارتکاب خشونت چه مسئولیتی دارد؛ مسئله این است که فرمانده تا کجا مسئول خشونتی است که در ساختار فرماندهی او امکان تحقق پیدا می‌کند.

ادیسه، در این خوانش، بار اخلاقی نابودی تروا و خشونتی را که به نام او و در سپاه او رخ داده، بر دوش خود احساس می‌کند. او سربازانش را عاملان شر نمی‌بیند؛ شاید حتی بخشی از آنان را قربانیان نظمی می‌داند که خود او ساخته و رهبری کرده است.

اما سیرسه حقیقتی تلخ‌تر را پیش روی او می‌گذارد: شاید سربازان قربانی خواست فرمانده نباشند. شاید آنان با میل خود وارد این نظم شده‌اند، زیرا همین نظم نظامی است که امکان بروز توحشی را برایشان فراهم می‌کند که در وضعیت عادی پنهان می‌ماند. در این صورت، نه فرمانده مسئول اعمال سربازان است و نه سرباز صرفاً قربانی فرمانده؛ بلکه هر دو در شبکه‌ای از مسئولیت اخلاقی گرفتارند.

و درست در همین نقطه، تصویر نولان از مسئولیت انسان هولناک می‌شود: شر نه فقط از بالا به پایین جاری می‌شود و نه فقط از پایین به بالا؛ گاهی در رابطه‌ای متقابل میان میل انسان به خشونت و ساختاری که امکان تحقق آن را فراهم می‌کند، شکل می‌گیرد.

این شاید یکی از دردناک‌ترین پرسش‌های اخلاقی «ادیسه» نولان باشد: اگر انسان به ساختاری می‌پیوندد که امکان تحقق توحش درونی‌اش را به او می‌دهد، چه کسی مسئول شر است؛ کسی که ساختار را ساخته، یا کسی که از آن استفاده کرده، یا هر دو؟

اما بخش دوم رنج ادیسه کاملا شخصی است. ادیسه در بازگشت طاقت‌فرسا به خانه متوجه می‌شود که خودِ وی خواهان بازگشت نیست. البته این اقتباسی مدرن از حماسه ادیسه است و به‌عبارتی، قهرمان چنان از توحش و نابودی تروا در آن شب درهم شکسته است که انگار پیش از رسیدن و بازگشت به خانه، باید کفاره گناهش را پس بدهد.

اقتباس نولان از این حماسه جایی است که ادیسه بعد از این سفر ده‌ساله متوجه می‌شود که انسانی دیگر است و درمی‌یابد که خود او از تبار همان مردان دریایی است که تمام تمدن‌شهرهای یونانی، از جمله شهر خویش یعنی ایتاکا، هم از آنان وحشت دارد. ادیسه پیش پنلوپه اعتراف می‌کند که او از مردان ویرانگر دریاست.

پس در اقتباس و روایت کریستوفر نولان، ما با انسانی شرافتمند در مبارزه، زیرک در نیرنگ و حقه روبه‌رو هستیم که می‌داند و بعد از جنایت آگاه شده است که خودِ او، یعنی خودِ «انسان»، نابودگر و ویرانگر همه چیز است. او در بخشی دیگر از اعترافات‌اش نزد پنلوپه اذعان می‌کند: ما جهانی را نابود کردیم، دنیایی که زیبایی‌اش را نمی‌دیدیم تا روزی که نابودش کردیم.

شکی نیست که مواردی از این دست اقتباس کارگردان از حماسه ادیسه است، اما نکته اساسی اینجاست که این اقتباس منطبق بر ترتیب زمانی دو منظومه حماسی ایلیاد و ادیسه است، به عبارت دقیق تر این دو منظومه بستر کاملاً روشنی را برای چنین اقتباس‌های مدرنی فراهم می‌کنند. اول ایلیاد، حماسه انسان پیروز و ویرانگر در تروا؛ و بعد ادیسه، که کل نیرنگ از سوی او مطرح شد، یعنی حماسه دوم، روایت بازگشت طاقت‌فرسا و تنهای ادیسه به سرزمین خویش است.

اگرچه تجربه، هنر و ادبیات بشر دستاوردی برای کل بشریت است و نمی‌توان آن را به شرق و غرب تقسیم کرد، اما اگر از زاویه نگاه شرق و غرب‌گرایان به این موضوع بنگریم، اولین سؤالی که مطرح می‌شود، این است: اگر ادیسه، قهرمان تروای غرب است و چنین درمی‌یابد که انسان به ذات تا چه اندازه آماده ومستعد ویرانی است و باید آن را بشناسد و کنترل کند، ادیسه ما در مشرق زمین، از چین تا بین‌النهرین، که مدعی اخلاقیات عمیق‌تری نیز هستیم، کیست و کجاست؟

در مشرق زمین خاصه ادبیات ایران سیروسلوک درونی انسان برای رهیدن از توحش ذاتی در تزکیه‌نشینی عرفا تبلور یافته است. به عبارت دقیق‌تر چرا شاهان و سلاطین ما ادیسه‌وار دچار آن فروپاشی درونی نشدند؟ چرا تجربه زیسته رهیدن از بند خشونت درونیِ ما، تنها در دایره عرفا باقی مانده است. 

چرا هیچ قهرمان و سردار مشرق‌زمینی بعد از ویرانی و غارت و به آتش کشیدن شهرها، برای نمونه چنگیزخان، سیر تحول درونی چون ادیسه را از سر نگذرانده است؟

شاید جواب این پرسش در بند جدا کردن تجربه زیسته انسان شرقی از غربی نهفته باشد. به عبارت دیگر ما چنان مرز و جدایی انسان غربی و شرقی را تعمیق بخشیدیم که انگار هر کلونی باید و حتما یک مولانا و ادیسه خاص خویش را داشته باشد، در غیره اینصورت من قادر به درک تجربه زیسته ادیسه نخواهم بود، چون دیگری و انسانی غربی است. اگر این منطق را بپذیریم پس یک هندی یا چینی هم نمی تواند به تجربه زیسته مولانا رجوع کند. به عبارتی روشن‌تر تجارب زیسته بشری هم درست مانند «کشف چرخ از اول» است، قرار نیست ما به عنوان یک توده بشری چرخ را از نو کشف کنیم تا به خودرو در زمان حال برسیم. 

اگر قرار است تجربه بشری را به غرب و شرق تقسیم کنیم و از حماسه ادیسه در جغرافیای خویش هیچ تأثیری نپذیریم؛ کی، چگونه و کجا ما شرقی‌ها «ادیسه»‌گونه درمی‌یابیم: ما جهانی را نابود کردیم (می کنیم)، دنیایی که زیبایی‌اش را نمی‌دیدیم (نمی بینیم)، تا روزی که نابودش کردیم (نابوداش می کنیم).

ادیسه را به تماشا بنشینیم، اما نه به‌عنوان انسانی از شرق یا انسانی از غرب، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای کاملاً بشری. طرفه آنکه مولانا، ادیسه، شکسپیر و خیام‌ها همگی حاصل تجربه بشریت‌اند و تا زمانی که این تقسیم‌بندی و دوگانه زنگار بسته شرق و غرب را که انگار یکی آدمی و دیگری موجودی فضایی است، درهم نشکنیم، سایه داستان ویرانی و محاصره و تهدید به نابودی یک تمدن بر سر بشریت باقی خواهد ماند.

ارسال به دوستان
captcha
عکس آتلیه‌ای «حسین پاشا خان، جانشین فرمانده لشکر» در زمان ناصرالدین شاه حمله موشکی آمریکا به نفتکش‌های ایرانی در خارگ و جاسک/ شلیک دهها موشک به پایگاه های آمریکا در اردن/ حمله به بحرین ضرغامی: آهنگ هندی از مرگ نجاتم داد کشورهایی که بیشترین ذخایر اورانیوم قابل استخراج را دارند (+اینفوگرافیک) هشدار فوری نیروی دریایی سپاه به نفتکش‌ها پس از حمله آمریکا فرزانه کابلی: فیلم کلاس رقص بازیگران زن لو رفت/ لباس هایی شبیه مایو تن بازیگران بود واژگونی اتوبوس کارگران معدن همکار در کرمان؛ ۱۶ نفر مصدوم شدند سناتور جمهوری‌خواه: ترامپ در صورت شکست در انتخابات نوامبر استیضاح خواهد شد شلیک موشک به سوی تنگه هرمز؛ هشدار سپاه پس از تهدید آمریکا مقام آمریکایی حادثه برای زیرسطحی در منطقه را تأیید کرد؛ ادعای نقص فنی سخنگوی سپاه: هیچ فناوری پیشرفته‌ای از رصد ما در تنگه هرمز عبور نمی‌کند اعزام تیم تحقیقاتی کره جنوبی به تنگه هرمز؛ سئول استقرار نظامی را رد کرد بانک دی پای کار تأمین برق مردم/ افتتاح نیروگاه ۱۰ مگاواتی با سرمایه‌گذاری «بانک دی» واکنش قالیباف به دستاورد امروز دلاوران سپاه پاسداران: ناک اوت! بقائی: سفر رئیس‌جمهور به هند برای اجلاس بریکس بسیار مهم است